تعیین جنسیت
بیست و دوم خرداد 1390
امروز صبح بابا حمیدرضا ساعت 7:30 رفت شرکت و قرار شد اگر کاراش هماهنگ شد بعداز ظهر بریم سونو تا ببینیم نی نی گل ما گل پسره یا گل دختره............. .gif)
البته قرار بود 28 خردا بریم سونوی سه بعدی اما بابا حمیدرضا گفت که سه بعدی ضرر داره، بریم دوبعدی.......
منم ساعت 10 رفتم خرید و رفتم دنبال مامانی و با هم رفتیم برات کتاب بافتنی بخریم و کلی هم گشتیم. مامانی بیچاره دیگه پاهاش درد گرفته بود.بعدش رفتیم خونه مامانی و من کلی شریت و شیرینی هم خوردم که خوب تکون بخوری............
ساعت 4 بابا حمیدرضا تل زد و گفت که بریم سونو(دکتر نادیا نظری).ساعت حدود 5 رسیدیم. قبلش هم یه لیوان آب طالبی شیرین خوردم که خوب وول وول بخوری معلوم بشه................
خلاصه اولین نفر پذیرش شدیم. بابا جونم اومد که هم صدای قلب نازتو بشنوه هم ببینتت گل مامانی.
یه کم استرس داشتم.خانم دکتر هم اومد و دستگاهشو گذاشت رو دل مامانی و شروع کرد به توضیح دادن:
این سرشه........ این دستاشه که دوتا دستاشو گذاشته بغل صورتش........ این قلبشه......... اینم صدای قلبش........ اینم رون پاهاشه و.......... این هم ستون فقراتش..................اینم که پسر بودنشهههههههههههههههههههه............... چقدر هم که وول میخوره.....
وزنتم ٢٤٥ گرم بود.......... اما چون پاهاتو جمع کرده بودی قدت مشخص نشد.
هورااااااااااااااااااااا خدا به ما یه گل پسر داده............gif)
یه گل پسر صحیح و سالم...................
خدایا شکرت........gif)
از اونجا رفتیم میدون بهمن(جیگر حسابی خوردیم) و شب رفتیم خونه خاله نازی و طی یه مراسم اس ام اس بازی بابا حمیدرضا جنسیتت رو به همه اعلام کرد.
.gif)


تعیین جنسیت
